ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
317
تاريخ گيلان ( فارسى )
صدر الاسلام منست كه پيش شما است . خدا از چشم بد نگهدارد . من صاحب مشورت كى داشتم كه به قول او عمل كنم . اما تو پادشاه نديدهاى ، مرا اين دراز نفسى لازم شد و اگر به مشافهه اين سخنان به تو مىگفتم فى الجمله شرمم مىآمد ، چه در كتب ديدهام كه نوشروان وقتى كه با زوجهء خود خلوت مىكرد ، اگر نرگس در آن خانه مىبود ، پرده بر روى او انداختى كه بهچشم آدمى مىماند . اى شيرزاد ! مردمانى كه آدمى سيرت بوده ، حيا داشتهاند ، چنين بودهاند . اگر كافر هم بودهاند باوجود مسلمانى ما و تو ، ببين از حياى ايشان تا به بىحيائى ما چهمقدار است . بهمهحال چيزى چند نوشتم ، فهمندهها مىفهمند ، اگرچه آتش در سنگ نمىگيرد ، باوجود آنكه سنگ معدن آتش است . پس من چكنم خداى چنين آفريده است . قطعنظر [ از ] چراغدارى پيش كوران كرده . حضرت شيرزاد سلطان ! حقيقت اين است كه قربة الى اللّه تعالى مىخواستم كه كوچسفهان را از تو قطع كنم و به اينجا رسيده بود كه روز يكشنبه يا دوشنبهء يوم التحرير صاحب منصب ديگرى باشد به سجدهء شكر خدا و شرايط تعظيم ما ، اگر به فرمودهء حق جل و علا عمل كنم ، از سايهء خدائيم تا به گيلان آمدن ان شاء اللّه تعالى به خير باشد به عقل خود موقوف داشتيم نه به مشورت دشمنان تو . من از زبان درويشان شنيدهام كه از عالم بالا بواسطهء ظلم زيردستان دولت از تو گرفتهاند . بيت : غم زيردستان بخور زينهار -